جهادسازندگی؛ ابتکار ، رسانه و تغییر ساختار

جهادسازندگی؛ ابتکار ، رسانه و تغییر ساختار

جهاد برای من؛ از اعتماد به جوانان تا نگرانی درباره ی آینده

هرچه جهاد گسترش پیدا می‌کرد، بیشتر می‌دیدیم که توان نیروها به کارهای اولیه محدود نیست. دانشجویان و متخصصانی می‌آمدند که ایده داشتند و برای اجرای آن به اعتماد و پشتیبانی نیازمند بودند.

فرصتی برای نشان‌دادن توان فنی

گروهی از مهندسان پیشنهاد کردند سیلوهایی را که پس از رفتن متخصصان خارجی نیمه‌تمام مانده بود، تکمیل کنند. از آن‌ها حمایت کردیم و کار پیش رفت.

سال‌ها بعد که درباره‌ی ساخت برج میلاد پیگیری کردم، متوجه شدم همان مجموعه در این پروژه هم نقش دارد. برای من دیدن این مسیر اهمیت داشت؛ گروهی که فرصت کار پیدا می‌کند، می‌تواند توان خود را در پروژه‌های بزرگ‌تر نشان دهد.

اشتغال هم بخشی از خدمت‌رسانی بود

یکی از دانشجویان کرد به من گفت برای کمک به منطقه، باید به اشتغال توجه کنیم. پیشنهادش این بود که صنایع دستی مردم خریداری شود و به بازار تهران برسد.

امکانات محدودی در اختیارش گذاشتیم و کار آغاز شد. تجربه گسترش پیدا کرد و فعالیت صنایع دستی در جهاد شکل سازمان‌یافته‌تری گرفت. این کار برای من نمونه‌ای بود از اینکه گاهی با شناخت یک نیاز و حمایت به‌موقع، می‌توان راه تازه‌ای باز کرد.

مردم باید کار جهاد را می‌دیدند

برای معرفی فعالیت‌ها، به همکاری با صداوسیما نیاز داشتیم. در همین رفت‌وآمدها با شهید آوینی آشنا شدم. گروه تلویزیونی جهاد شکل گرفت و به زندگی روستایی، محرومیت و مسائل مردم پرداخت.

با شروع جنگ، مسیر فعالیت گروه هم تغییر کرد و ثبت تجربه‌ی جبهه‌ها اهمیت بیشتری یافت. من بعدها در سپاه نیز کمک می‌کردم تا این گروه‌ها بتوانند به مناطق مورد نیاز بروند.

جهاد در میدان جنگ

جنگ، نیازهای تازه‌ای پیش روی جهاد گذاشت. ساخت جاده، پل و سنگر و رساندن ماشین‌آلات به مناطق عملیاتی، به بخشی مهم از کار تبدیل شد.

گروه‌های مهندسی باید در شرایطی کار می‌کردند که فرصت کم بود و خطر زیاد. نقش آن‌ها در پشتیبانی از نیروها و باز نگه‌داشتن مسیرها، برای ما بسیار روشن بود.

نگرانی من درباره‌ی وزارتخانه‌شدن

از ابتدا با وزارتخانه‌شدن جهاد موافق نبودم. استدلال موافقان این بود که امکانات و اعتبارات بیشتر می‌شود و هماهنگی بهتری به وجود می‌آید. نگرانی من این بود که هویت مردمی جهاد در میان مقررات و ساختار اداری کم‌رنگ شود.

بعدها ادغام جهاد با وزارت کشاورزی را هم از همین زاویه نقد می‌کردم. معتقد بودم حضور داوطلبانه‌ی مردم به آموزش، سازمان‌دهی و نهادی نیاز دارد که این ارتباط را حفظ کند. تجربه‌ی جهاد برای من نشان داد انگیزه، تخصص و ارتباط نزدیک با مردم باید در کنار هم بمانند. اگر یکی از این‌ها ضعیف شود، افزایش امکانات به‌تنهایی جای آن را پر نمی‌کند.

دیدگاهی ثبت نشده است

ثبت دیدگاه