مشارکت مردم؛تجربه‌هایی که پیشرفت و طرح‌ هایی که ناتمام ماند

مشارکت مردم؛تجربه‌هایی که پیشرفت و طرح‌ هایی که ناتمام ماند

مشارکت مردم؛ تجربه‌هایی که پیش رفت و طرح‌هایی که ناتمام ماند

در مسئولیت‌های مختلف، به این فکر می‌کردم که دستگاه‌ها چگونه می‌توانند زمینه‌ی حضور مردم را فراهم کنند. بسیاری از کارها بدون مشارکت مردم به نتیجه نمی‌رسد، اما این مشارکت هم به برنامه، آموزش و پشتیبانی احتیاج دارد.

ظرفیت داوطلبان را باید به کار گرفت

در موضوع سوادآموزی، درباره‌ی همکاری بسیج و نهضت گفت‌وگو داشتیم. نگرانی من این بود که گسترش ساختار اداری، استفاده از توان داوطلبان را دشوار کند.

نهادی که برای حل یک مشکل ایجاد شده، باید مرتب ببیند چه اندازه به حل همان مشکل نزدیک شده است. بزرگ‌ترشدن سازمان، به‌خودی‌خود به معنای بیشترشدن اثر آن نیست.

مشارکت اقتصادی با پشتیبانی مدیریتی

در بعضی طرح‌های اقتصادی، تلاش کردیم سهام مجموعه‌ها در اختیار جمع بیشتری از مردم و بسیجیان قرار بگیرد. تجربه‌ی مجتمع کشت و صنعت جوین و مجموعه‌ی ایران‌وانت از همین مسیر بود.

فکر می‌کردم اگر مردم در مالکیت مشارکت کنند و مدیریت متخصص نیز مجموعه را پشتیبانی کند، سرمایه می‌تواند به تولید کمک کند. هدف فقط انتقال مالکیت نبود؛ باید تولید و فعالیت مجموعه هم بهبود پیدا می‌کرد.

از نگاه من، اعتماد مردم سرمایه‌ای مهم بود و نباید در تصمیم‌های اقتصادی آسیب می‌دید.

همکاری با دستگاه‌های مسئول

در دوره‌ای که کنترل قیمت‌ها و مقابله با احتکار مطرح شد، از بسیج کمک خواستند. کار با همراهی نمایندگان دستگاه‌های مسئول دنبال شد.

در چنین فعالیت‌هایی، هماهنگی اهمیت زیادی داشت. حضور نیروهای داوطلب باید در ارتباط با مسئولیت دستگاه تخصصی تعریف می‌شد.

مردم یکدست نیستند

بسیج دانشجویی، دانش‌آموزی، اصناف، پزشکان، مهندسان، زنان و دیگر گروه‌ها، هرکدام ظرفیت متفاوتی داشتند. برای اهل سنت هم زمینه‌ی فعالیت فراهم شد.

اعتقاد داشتم این تنوع می‌تواند به ارتباط گروه‌های مختلف جامعه کمک کند. حضور خواهران بسیجی در همایش بین‌المللی زنان در چین نیز فرصتی بود تا درباره‌ی ماهیت داوطلبانه‌ی فعالیت‌هایشان توضیح بدهند و با مخاطبان بیرونی ارتباط بگیرند.

آموزش و حدود مسئولیت

در موضوعاتی مانند امنیت اجتماعی و امر به معروف، با مسائل دشواری مواجه بودیم. بعضی برخوردها به درگیری و پرونده‌ی قضایی منتهی می‌شد.

این تجربه‌ها نشان می‌داد که احساس مسئولیت، به‌تنهایی کافی نیست. نیرو باید آموزش ببیند، حدود مسئولیتش را بشناسد و با دستگاه‌های مربوط هماهنگ باشد.

تغییر مدیر نباید به معنای شروع از صفر باشد

یکی از نقدهای من به مدیریت کشور، کنارگذاشتن برنامه‌ها با تغییر مسئولان بود. ممکن است یک برنامه اشکال داشته باشد، اما راه‌حل همیشه متوقف‌کردن آن نیست؛ باید بررسی و اصلاح شود.

درباره‌ی حاشیه‌های انتخابات سال ۱۳۷۶ نیز توضیح داده‌ام که اقدام من، ابلاغ نامه‌ای داخلی به رده‌های زیرمجموعه بود. از اینکه این موضوع به عنوان دخالت شخصی من مطرح شد، ناراحت بودم. در ارزیابی دوره‌ی مسئولیتم، کارها را نتیجه‌ی تلاش یک نفر نمی‌دانم. همکاران، فرماندهان محلی و داوطلبان در پیشبرد برنامه‌ها سهم داشتند. من هم مسئولیتی داشتم، اما نتیجه حاصل کار جمع بود.

دیدگاهی ثبت نشده است

ثبت دیدگاه