بسیج و مسائل اجتماعی بسیج؛ فقط یک مأموریت نداشت

«در بسیج، با مردم طرف بودیم و مردم هم سلیقه‌های متنوعی دارند.»
وقتی افشار درباره دوره فرماندهی خود در نیروی مقاومت بسیج صحبت می‌کند، یکی از ویژگی‌های این مجموعه را گستردگی اجتماعی و جغرافیایی آن می‌داند. پایگاه‌های بسیج در شهرها، محله‌ها و روستاهای مختلف حضور داشتند و با گروه‌های متفاوت اجتماعی سروکار داشتند.
او از همین واقعیت نتیجه می‌گیرد که فعالیت بسیج نمی‌تواند فقط به یک حوزه محدود شود. در روایتش از فعالیت‌های فرهنگی، هنری، ورزشی، سازندگی و اجتماعی در کنار مأموریت‌های دفاعی و امنیتی سخن می‌گوید.
از نگاه افشار، وجود همین شبکه محلی امکان می‌داد ظرفیت بسیج برای مسائل دیگری نیز به کار گرفته شود. نمونه شاخص این نگاه، همکاری با وزارت بهداشت در واکسیناسیون فلج اطفال بود؛ تجربه‌ای که بعدها مبنای پیشنهادهای دیگری برای همکاری اجتماعی قرار گرفت.
«بسیج باید در همه زمینه‌ها… فعال باشد تا… زمینه مشارکت مردم در حل مسائل کشور فراهم شود.»
در تعریف افشار از بسیج، شبکه‌ای که در سراسر کشور شکل گرفته بود، فقط برای روزهای بحران یا جنگ اهمیت نداشت. او معتقد بود این ظرفیت می‌تواند برای مسائل اجتماعی، فرهنگی و سازندگی نیز به کار گرفته شود.
موضوع اصلی در این نگاه، جایگزین‌کردن دستگاه‌های تخصصی با بسیج نبود. نمونه واکسیناسیون نشان می‌دهد که الگوی مورد نظر او مبتنی بر همکاری بود: وزارت بهداشت دانش تخصصی، آموزش و واکسن را تأمین می‌کرد و بسیج شبکه انسانی و محلی لازم برای اجرای گسترده طرح را در اختیار می‌گذاشت.
در واقع، هر نهاد بخشی از مسئله را حل می‌کرد. همین مدل همکاری میان ساختار تخصصی دولت و شبکه مردمی، یکی از نمونه‌های عملی نگاه افشار به مشارکت بود.
موضوع: بسیج، جامعه، شبکه محلی، حل مسئله
منبع: کتاب همیشه جهادگر