نمیخواستیم جهاد دولتی شود
«ما نمیخواستیم جهاد دولتی شود. آن را به عنوان نهاد مردمی دیده بودیم.»
یکی از بحثهای مهم در روزهای آغاز شکلگیری جهاد سازندگی، نسبت این مجموعه با دولت بود. در خاطرات افشار آمده است که دولت موقت پیشنهادهایی برای قرارگرفتن جهاد در قالب یک ساختار رسمی و دولتی مطرح کرده بود، اما دانشجویانی که ایده جهاد را دنبال میکردند، تصور دیگری داشتند.
آنها جهاد را نهادی متکی بر مشارکت داوطلبانه میدیدند؛ مجموعهای که بتواند از ظرفیت دانشجویان، نیروهای محلی و گروههای اجتماعی استفاده کند و بدون پیچیدگیهای معمول اداری، مستقیماً وارد مسائل روستاها شود.
این اختلاف نگاه فقط درباره ساختار سازمانی نبود. از نظر افشار، دولتیشدن کامل جهاد میتوانست ماهیت اولیه آن را تغییر دهد؛ ماهیتی که بر حضور داوطلبان و ارتباط مستقیم با مردم بنا شده بود.
همه باید پای کار میآمدند«سیاست ما… جلب مشارکت به صورت گسترده بود. میخواستیم تحول واقعی در روستاها اتفاق بیفتد و همه پای کار باشند.»
جهاد سازندگی از دل یک ایده دانشجویی شکل گرفت، اما اعضای اولیه خیلی زود متوجه شدند که مسئله روستاهای کشور بسیار بزرگتر از توان چند گروه دانشگاهی است.
به روایت افشار، به همین دلیل تلاش شد نهادها، انجمنها و گروههای مختلف برای همکاری دعوت شوند. هدف این نبود که جهاد میان گروهها تقسیم شود؛ مسئله این بود که ظرفیتهای مختلف برای یک مسئله مشترک کنار یکدیگر قرار بگیرند.
تعبیر «همه پای کار باشند» در این روایت اهمیت دارد. افشار تحول در روستا را مسئلهای نمیدید که بتوان از پشت میز یا تنها با چند نیروی متخصص حل کرد. نیاز به یک شبکه بزرگ از داوطلبان، نیروهای محلی و متخصصان وجود داشت؛ شبکهای که بعدها به تدریج در قالب ساختارهای مختلف جهاد شکل گرفت.
موضوع: جهاد سازندگی، دولت، نهاد مردمی، مشارکت گسترده
مقطع: سالهای نخست انقلاب
منبع: کتاب همیشه جهادگر