«نهادهای انقلابی در درجه اول، بسترساز مشارکت مردم هستند.»
علیرضا افشار در خاطراتش با این برداشت که نهادهایی مانند جهاد یا بسیج صرفاً برای جبران ضعف دستگاههای دولتی شکل گرفته بودند، موافق نیست. او معتقد بود ویژگی اصلی این نهادها آن است که بتوانند برای مردم امکان حضور و نقشآفرینی عملی ایجاد کنند.
به همین دلیل، از نگاه او جهاد سازندگی صرفاً یک سازمان عمرانی و بسیج صرفاً یک مجموعه نظامی نبود. هر دو میتوانستند شبکهای برای سازماندهی نیروهای داوطلب، ارتباط با گروههای اجتماعی و ورود ظرفیتهای عمومی به مسائل کشور باشند.
این برداشت توضیح میدهد چرا در بخشهای مختلف خاطرات افشار، از واژههایی مانند «داوطلب»، «مشارکت»، «پایگاه»، «محله» و «مردم» مکرراً استفاده میشود. آنچه برای او اهمیت داشت، ساخت نهادی بود که بتواند این ظرفیتها را از حالت پراکنده خارج و به یک سازوکار اجرایی تبدیل کند.
این جمله را میتوان خلاصهای از یکی از مهمترین جمعبندیهای افشار از تجربه چند دهه فعالیت مدیریتی او دانست. او مشارکت مردم را یک مفهوم تزئینی یا صرفاً شعاری نمیدید، بلکه آن را عاملی مؤثر در نتیجه یک برنامه میدانست.
در خاطرات او، این نگاه با نمونههای متعددی همراه است؛ از شکلگیری جهاد با نیروهای داوطلب و کمک به روستاییان گرفته تا حضور شبکه بسیج در برنامههای اجتماعی و ملی. در مقابل، افشار بارها از روندهایی انتقاد میکند که به باور او نهادهای مردمی را به ساختارهای اداری و بوروکراتیک تبدیل کردهاند.
اهمیت این جمله برای شناخت جهان فکری افشار در همین است: از نگاه او مسئله فقط «کمک گرفتن از مردم» نبود؛ ساختار باید از ابتدا به شکلی طراحی میشد که مردم بتوانند بخشی از آن باشند.
موضوع: نهادسازی، مردم، مشارکت
منبع: کتاب همیشه جهادگر