کار از عهده چند دانشجو برنمیآمد
«فکر میکردیم کار از عهده چند دانشجو برنمیآید.»
جهاد سازندگی با حضور دانشجویان آغاز شد، اما از همان ابتدا قرار نبود به یک تشکل محدود دانشگاهی تبدیل شود. افشار در روایت خود توضیح میدهد که گستردگی محرومیتها و نیازهای روستاها خیلی زود ضرورت توسعه این حرکت را روشن کرد.
با افزایش تعداد داوطلبان، فعالیتها نیز از اقدامات عمومی اولیه به حوزههای تخصصیتری مانند عمران، کشاورزی، بهداشت و درمان و فعالیتهای فرهنگی گسترش یافت.
این جمله کوتاه یکی از وجوه مهم تجربه جهاد را نشان میدهد: تشخیص اینکه یک مسئله ملی را نمیتوان با یک حلقه محدود حل کرد. برای افشار، سازماندهی نیروهای جدید بخشی از خودِ حل مسئله بود.
جهاد مردمی و دانشجویی بماند
«همه ما در جهاد سازندگی داوطلب بودیم و سعی داشتیم جهاد مردمی و دانشجویی بماند.»
در نخستین سالهای جهاد، بسیاری از کسانی که در این مجموعه فعالیت میکردند، بدون آنکه کارمند یک دستگاه رسمی باشند وارد میدان شده بودند. ساختار اولیه نیز تا حد زیادی با همین روحیه شکل گرفت.
افشار از تشکیل کمیتههای مختلف برای امور داوطلبان، عمران، کشاورزی، فرهنگ، بهداشت و استانها سخن میگوید؛ ساختاری که به تدریج شکل سازمانی روشنتری پیدا کرد، اما اعضای اولیه همچنان بر حفظ ماهیت داوطلبانه و مردمی آن تأکید داشتند.
برای فهم اختلافات بعدی درباره وزارتخانهشدن یا ادغام جهاد، این نقطه آغاز اهمیت دارد. نگاه افشار به سالهای اولیه جهاد، نگاه به یک سازمان رسمی از پیش طراحیشده نیست؛ بلکه روایت یک حرکت اجتماعی است که در جریان کار، ساختار پیدا میکند.
یکی از نخستین فعالیتهایی که افشار در روایت شکلگیری جهاد از آن یاد میکند، کمک به برداشت گندم است. پس از افزایش کشت گندم در ماههای نخست انقلاب و مناسببودن بارندگی، در برخی مناطق حجم محصول از توان روستاییان برای برداشت بیشتر شد.
مسئله مشخص بود: محصول وجود داشت، اما نیروی کافی برای برداشت آن نبود. پاسخ اولیه جهاد نیز بسیار ساده بود؛ سازماندهی نیروهای داوطلب و فرستادن آنها برای کمک به کشاورزان.
همین تجربه ابتدایی بعدها به الگویی برای فعالیتهای گستردهتر تبدیل شد. جهاد به تدریج از کارهای عمومی به تشکیل کمیتههای تخصصی در زمینه عمران، بهداشت، کشاورزی و فرهنگ رسید.
این ماجرا یکی از نمونههای روشن تبدیل یک مسئله محلی به یک حرکت سازمانیافته داوطلبانه در تجربه جهاد است.
موضوع: جهاد سازندگی، سازماندهی، داوطلبی، دانشجویان، روستا
منبع: کتاب همیشه جهادگر