برای همراهکردن جوانان، به برنامههای متنوع نیاز داشتیم
در بسیج، تلاش میکردم راههای مختلفی برای حضور جوانان فراهم شود. همه علاقه و استعداد یکسانی نداشتند. بعضی در ورزش توانمند بودند، بعضی در هنر، بعضی در آموزش و بعضی هم در کارهای اجتماعی.
تجربهی مدرسه و بازنگری در روشها
دربارهی دبیرستانهای سپاه به این نتیجه رسیدیم که باید در شیوهی کار تجدیدنظر شود. درست نمیدیدم که نوجوانان را خیلی زود از فضای عمومی جامعه جدا کنیم و همهی مسیرشان را از پیش تعیین کنیم.
در ادامه، تجربههای آموزشی دیگری شکل گرفت. فعالیتهای دانشآموزی و برنامههایی مانند پویندگان و پیشگامان هم برای ایجاد مشارکت متناسب با سن دانشآموزان دنبال شد.
استعدادهایی که در جمع خودمان بود
یکبار متوجه شدم اعضای گروه موسیقی بسیج، تواناییهایی دارند که میتوان از آن برای تولید سرود استفاده کرد. با آنها صحبت کردم. گفتند اگر استودیو داشته باشند، این کار را انجام میدهند.
امکانات فراهم شد و تولید سرود آغاز شد. گاهی نیروی مستعد در مجموعه حضور دارد، اما باید فرصت و ابزار کار در اختیارش گذاشت.
کانونهای فرهنگی و ورزشی و برنامههای تابستانی هم با توجه به همین تنوع علاقهها دنبال میشدند.
انتقال تجربهی جنگ به نسل بعد
بعد از جنگ، خانوادهها و جوانان را برای بازدید به مناطق عملیاتی میبردیم. برای هر منطقه، راوی لازم بود تا آنچه اتفاق افتاده را توضیح دهد.
تعداد کسانی که هم در جنگ حضور داشتند و هم میتوانستند روایت کنند، کافی نبود. دورهی آموزش روایتگری برگزار کردیم تا دانشجویان هم با مطالعه و آموزش، این مسئولیت را بر عهده بگیرند.
همکاری با شهید آوینی
با شهید آوینی از دوران جهاد ارتباط داشتم. در سپاه هم کمک میکردم گروه او بتواند برای تصویربرداری به مناطق مورد نیاز برود.
پس از جنگ، ادامهی این فعالیتها به پشتیبانی نیاز داشت. دربارهی تربیت هنرمند و ساخت آثار تازه هم گفتوگو میکردیم. بعضی طرحها با شهادت ایشان ناتمام ماند.
حمایت از تشکل، بدون تصدی همهی کارها
در حمایت از هیأت رزمندگان و مجموعههای فرهنگی، سعی میکردم آزادی عمل آنها حفظ شود. معتقد بودم نهادها نباید به جای حمایت از تشکلهای مردمی، همهی کارها را خودشان در اختیار بگیرند.
دورههای آموزشی طرح ولایت هم برای پاسخ به نیازهای فکری دانشجویان شکل گرفت. میخواستیم دانشجویان در بحث و پاسخگویی، آمادگی بیشتری داشته باشند.
تجربهی راهاندازی رسانه
در راهاندازی روزنامهی جوان و فراهمکردن زمینهی فعالیت خبرگزاری فارس هم نقش داشتم. از تهیهی مکان و امکانات تا تشکیل تحریریه، چاپ و توزیع، هر مرحله دشواری خودش را داشت. برایم مهم بود مجموعهی رسانهای بتواند هویت خود را حفظ کند و کار حرفهای انجام دهد. انتشار نخستین شماره فقط شروع کار بود؛ تداوم یک رسانه به مدیریت، نیروی توانمند و پشتیبانی پایدار نیاز داشت.
دیدگاهی ثبت نشده است