دانشگاه امام حسین؛ تجربهی من در آموزش و پژوهش
اواخر اسفند ۱۳۷۶ به دانشگاه امام حسین رفتم. جداشدن از بسیج برایم آسان نبود؛ سالها با نیروهای آن کار کرده بودم و به آن مجموعه علاقه داشتم. در دانشگاه، مسئولیت تازهای پیش رویم بود: تربیت نیروی انسانی و حمایت از کار علمی و پژوهشی.
دانشگاه با چند مأموریت روبهرو بود. دانشگاه باید هم از نظر علمی معتبر میبود و هم نیازهای آموزشی و نظامی سپاه را پاسخ میداد. جمعکردن این انتظارها کار سادهای نبود.
گاهی تغییر نیازهای جذب نیرو، برنامهی دانشگاه را تحت تأثیر قرار میداد. یک سال رشتهای مورد نیاز بود و سال بعد شرایط عوض میشد. فکر میکردم دانشگاه برای رشد علمی به ثبات بیشتری نیاز دارد.
حمایت از پژوهشگران
در دورهی مسئولیتم، از پروژههای علمی و گروههای تحقیقاتی حمایت میکردم. استادان و پژوهشگرانی داشتیم که توانمند و پرتلاش بودند و هویت علمی دانشگاه با کار آنها شکل میگرفت.
بعضی طرحها با اختلاف دربارهی محل استقرار یا نحوهی پشتیبانی روبهرو میشدند. نگرانی من این بود که جابهجایی یک گروه یا تغییر نگاه مدیریتی، ادامهی پژوهش را مختل کند.
بازنگری در پذیرش دانشجو
تا پیش از آن، دانشجویان از ابتدای ورود به استخدام سپاه درمیآمدند. این روش، هم دایرهی داوطلبان را محدود میکرد و هم در طول تحصیل مشکلاتی ایجاد میکرد.
به الگویی رسیدیم که دانشجویان بسیجی پذیرفته شوند، اما از ابتدا تعهد استخدام وجود نداشته باشد. در پایان تحصیل، امکان انتخاب افراد مناسب برای خدمت فراهم میشد.
برای ادامهی تحصیل در مقاطع بالاتر و ارتباط با دانشجویان و دانشگاههای کشورهای دیگر هم برنامههایی را پیگیری کردیم.
زندگی جمعی در کنار درس
اردوهای مشترک دانشجویان، استادان و کارکنان را برگزار میکردیم. جابهجایی، استقرار و اجرای برنامهها در کنار هم، به ارتباط و شناخت بیشتر افراد کمک میکرد.
میخواستم دانشگاه از فضای یکنواخت خارج شود و اعضای آن، بیرون از محیط رسمی کلاس و اداره هم با یکدیگر تجربهی مشترک داشته باشند.
از پژوهش تا ساخت گلایدر
گروهی از متخصصان برای طراحی هواپیما آمادگی داشتند. امکاناتی در اختیارشان گذاشتیم و کار به طراحی و ساخت گلایدر و پرواز آن رسید.
این تجربه، فکر ایجاد باشگاه هوایی را هم تقویت کرد. علاقه داشتم جوانان به فعالیتها و ورزشهای تازه دسترسی داشته باشند. برای گسترش این برنامه در استانها تلاش کردیم، اما آنطور که میخواستیم پیش نرفت.
آزمایش بعضی امکانات نیز بدون حادثه نبود؛ در یکی از پروازهای بالن دچار مشکل شدیم و فرود سختی داشتیم. این دوره برای من ادامهی همان دغدغهای بود که در مسئولیتهای قبلی داشتم: اگر نیرویی توانمند است و ایدهای دارد، باید فرصت کار و امکان پیگیری آن را فراهم کرد.
دیدگاهی ثبت نشده است