تفکر و نگرش

گزیده‌ای از سخنان، یادداشت‌ها و دیدگاه‌های ثبت‌شده

۱۰ نقل‌قول صفحه ۲ از ۲

بسیج و مسائل اجتماعی بسیج؛ فقط یک مأموریت نداشت

«در بسیج، با مردم طرف بودیم و مردم هم سلیقه‌های متنوعی دارند.»وقتی افشار درباره دوره فرماندهی خود در نیروی مقاومت بسیج صحبت می‌کند، یکی از ویژگی‌های این مجموعه را گستردگی اجتماعی و جغرافیایی آن می‌داند. پایگاه‌های بسیج در شهرها، محله‌ها و روستاهای مختلف حضور داشتند و با گروه‌های متفاوت اجتماعی سروکار داشتند.او از همین واقعیت نتیجه می‌گیرد که فعالیت بسیج نمی‌تواند فقط به یک حوزه محدود شود. در روایتش از فعالیت‌های فرهنگی، هنری، ورزشی، سازندگی و اجتماعی در کنار مأموریت‌های دفاعی و امنیتی سخن می‌گوید.از نگاه افشار، وجود همین شبکه محلی امکان می‌داد ظرفیت بسیج برای مسائل دیگری نیز به کار گرفته شود. نمونه شاخص این نگاه، همکاری با وزارت بهداشت در واکسیناسیون فلج اطفال بود؛ تجربه‌ای که بعدها مبنای پیشنهادهای دیگری برای همکاری اجتماعی قرار گرفت.«بسیج باید در همه زمینه‌ها... فعال باشد تا... زمینه مشارکت مردم در حل مسائل کشور فراهم شود.»در تعریف افشار از بسیج، شبکه‌ای که در سراسر کشور شکل گرفته بود، فقط برای روزهای بحران یا جنگ اهمیت نداشت. او معتقد بود این ظرفیت می‌تواند برای مسائل اجتماعی، فرهنگی و سازندگی نیز به کار گرفته شود.موضوع اصلی در این نگاه، جایگزین‌کردن دستگاه‌های تخصصی با بسیج نبود. نمونه واکسیناسیون نشان می‌دهد که الگوی مورد نظر او مبتنی بر همکاری بود: وزارت بهداشت دانش تخصصی، آموزش و واکسن را تأمین می‌کرد و بسیج شبکه انسانی و محلی لازم برای اجرای گسترده طرح را در اختیار می‌گذاشت.در واقع، هر نهاد بخشی از مسئله را حل می‌کرد. همین مدل همکاری میان ساختار تخصصی دولت و شبکه مردمی، یکی از نمونه‌های عملی نگاه افشار به مشارکت بود.موضوع: بسیج، جامعه، شبکه محلی، حل مسئلهمنبع: کتاب همیشه جهادگر

خواندن متن کامل

رسانه و روایت فتح دوربین؛ گزارش کار یا خودنمایی؟

«هنوز هم گاهی که جلوی دوربین می‌روم، به خدا پناه می‌برم که کار برای خدا باشد نه خودنمایی.»ارتباط جهاد سازندگی با رسانه از همان سال‌های نخست شکل گرفت. افشار روایت می‌کند که پس از توصیه برای ارائه گزارش فعالیت‌های جهاد به مردم، ارتباط آنها با صداوسیما بیشتر شد و حضور مقابل دوربین نیز به بخشی از کار تبدیل شد.همین تجربه بعدها به شکل‌گیری گروه تلویزیونی جهاد و تولید مستند درباره مسائل روستاها کمک کرد. افشار در همین زمینه از آشنایی خود با مرتضی آوینی سخن می‌گوید.این جمله، در کنار وجه شخصی‌اش، بخشی از نگاه افشار به رسانه را نیز نشان می‌دهد: رسانه باید وسیله‌ای برای گزارش کار، معرفی مسئله و ایجاد ارتباط با جامعه باشد، نه صرفاً نمایش فرد.از گروه تلویزیونی جهاد تا روایت فتح«گروه تلویزیونی جهاد از مهم‌ترین بخش‌های جهاد بود که در زمان جنگ شد روایت فتح.»فعالیت تصویری جهاد پیش از آغاز جنگ شکل گرفته بود. هدف اولیه، ثبت مسائل روستاها و معرفی فعالیت‌های جهاد برای مردم بود. در همین دوره مرتضی آوینی به گروه تلویزیونی جهاد پیوست و ساخت مستندهای مرتبط با مسائل اجتماعی و روستایی را دنبال کرد.با آغاز جنگ، موضوع فعالیت گروه تغییر کرد. دوربین‌ها از روستا به جبهه رفتند و گروه تلویزیونی جهاد به ثبت حضور نیروها، لشکرها و فضای جنگ پرداخت؛ مسیری که بعدها با نام «روایت فتح» شناخته شد.این سابقه برای فهم نسبت افشار با روایت فتح اهمیت دارد. آوینی و همکارانش صاحبان اصلی کار هنری و روایی بودند؛ افشار در مقاطع مختلف از جایگاه مدیریتی و سازمانی، زمینه و امکان فعالیت این گروه را تسهیل می‌کرد.موضوع: رسانه، سخنگویی، اخلاق رسانه‌ای،روایت فتحمنبع: کتاب همیشه جهادگر

خواندن متن کامل

جنگ باید روایت می‌شد

«فیلم‌هایی که در روایت فتح از دوران دفاع مقدس تهیه می‌شد، نقش ارزنده‌ای در بسیج ملی برای پرداختن به جنگ و ترویج فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه داشت.»افشار در ارزیابی خود از تولیدات روایت فتح، به اثر اجتماعی آنها توجه دارد. از نگاه او، ثبت جبهه فقط برای حفظ یک سند تاریخی نبود؛ تصویر می‌توانست میان آنچه در خط مقدم رخ می‌داد و جامعه‌ای که دور از میدان جنگ زندگی می‌کرد، ارتباط ایجاد کند.تصاویر رزمندگان، شرایط خطوط مقدم و زندگی روزمره در جنگ بخشی از واقعیتی را به خانه‌ها منتقل می‌کرد که امکان مشاهده مستقیم آن برای عموم مردم وجود نداشت.به همین دلیل، افشار برای فعالیت رسانه‌ای در دوران جنگ کارکردی فراتر از اطلاع‌رسانی قائل بود. روایت و تصویر می‌توانست بخشی از فرآیند همراه‌کردن جامعه با جنگ باشد.موضوع: روایت فتح، آوینی، حمایت نهادی، دفاع مقدسمنبع: همیشه جهادگر

خواندن متن کامل

راه دوربین به خط مقدم

«من هم در سپاه کمکشان می‌کردم تا بتوانند به خط مقدم و داخل لشکرها بروند و فیلم بگیرند.»با آغاز جنگ، گروه تلویزیونی جهاد فعالیت خود را به جبهه‌ها منتقل کرد. اما حضور یک گروه تصویربرداری در خطوط عملیاتی همیشه ساده نبود. ورود به لشکرها و خطوط مقدم نیاز به هماهنگی و مجوز داشت.افشار در خاطراتش توضیح می‌دهد که در دوره حضورش در سپاه، برای دسترسی گروه آوینی به این مناطق کمک می‌کرد. این بخش از روایت، نسبت دقیق او با روایت فتح را روشن‌تر می‌کند.او فیلم‌ساز یا مؤلف هنری مجموعه نبود؛ نقشش در این مقطع بیشتر ایجاد ارتباط و رفع موانع سازمانی بود تا گروه بتواند به میدان واقعی جنگ دسترسی پیدا کند.همین تفکیک برای روایت تاریخی اهمیت دارد: یک طرف دوربین، نویسنده، تصویربردار و گروه تولید قرار داشت و طرف دیگر، مدیرانی که امکان حضور و ادامه کار را فراهم می‌کردند.موضوع: روایت فتح، آوینی، حمایت نهادی، دفاع مقدسمنبع: همیشه جهادگر

خواندن متن کامل